تا به حال هر چی شعر در "پستو" درج کرده ایم به زبان یعنی "زبون" دماوندی یعنی "دُماوندی" بوده است. اصلا ما چکار داریم به درج شعرهای فارسی. بخصوص اگر این شعرها انتقادی باشند که ما همیشه یعنی "دَکُل" از درج آنها فراری یعنی "فِراری" هستیم. (البته این فِراری با اُون فِراری فرق فوکوله!)
 
به هر حال این شعر را "گولا" از یک جایی بلند کرده و نمی دانیم که شاعرش هم کیست. اما از آنجا که بالاخره به یک موضوع مهم روز یعنی "مرغ و مرغانه" می پردازد، حیف مان آمد برای شما درج نکنیم (مرعانه یعنی تخم مرغ).

مرغ آهنگ جدایی ساز کرد

ناگهان از سفره ام پرواز کرد

 

از فراقش قلب بشقابم شکست

قاشق و چنگال من در غم نشست

 

دید او فیش حقوقم را مگر؟

کاین چنین از پیش من بگرفت پر

 

من یه مرغ دارم روزی 5 تا تخم میکنه 7.500 وزنشه معاوضه با زمین و ویلا

(فرامه) 

مرغکم رفتی تو از پیشم چرا

کرده ای از پیش خودت کیشم چرا

 

من به تو خیلی ارادت داشتم

حشر و نشری با کبابت داشتم
 
 
خاطراتت مانده در کنج اجاق

سوخت قلب دیگ تفلون از فراق
 

ران و بال و سینه ات یادش بخیر
 
قلب چون آیینه ات یادش بخیر
 

با سس قرمز چه زیبا می شدی
 
خوب و دلچسب و دلارا می شدی
 

ای فدای ژامبون رنگین تو
 
سوپ های داغ و آن ته چین تو
 
 
ناز کم کن پیش ماها هم بیا
 
لطف کن، یک شام، اینجا هم بیا
 

   دستمان از گوشت دور است ای نگار
                            
پس تو دیگر اشکمان را درنیار
 
 
 زندگی بی تو جهنم می شود

 سکته، اسبابش فراهم می شود
 

 ای فدای قُد قُدایت باز گرد
 
این دل و جانم فدایت باز گرد
 
 
بی تو باور کن که مردن بهتر است
 
از جهان تشریف بردن بهتر است
 
 
از خر شیطان بیا پایین عزیز
 
عشوه کم کن، زهر در جامم مریز
 
 
تازگی از دیگران دل می بری

هرکه بامش بیش، با او می پری
 
 
در نبود هیکل زیبای تو
 
دلخوشم با سنگدان و پای تو
 
 
 پس چه شد آن بال های خوشگلت
 
لک زده است این دل برای شنسلت
 
 
ذهن یخچالم پُر است از یاد تو
 
بازگرد ای خوشگل تو دلبرو
 

 تخم خود را لااقل از ما نگیر
 
 تا که با خاگینه اش گردیم سیر