پیلترشکن!

-  آخَه "گولا" جان ما "فيلترشكن مِخيم چو كُنه؟ اگه فيس بوك و تويتر و يوتيوپ خوب بُو كه اُنا رَ فيلتر نمكدن. یک کاره دورَه بفتایي چهار محل که چيز بباشه؟  

- فيس بوك و تويتر ديَه كدومه؟ مِخيم قيمت سكه و دلار رَ بينيم!

ـ حالا قیمت دلار و سكه چهار روز فیلتر بَبه، مِميري يه هفته از اُنا بي خبر باشي؟

ـ اِسا اگه بَخواستي رودرباسي نكن! دُوشنه يك "وي پي ان" از عيالون ملدرويش هايتيم، توپ...

ـ خير ما در "پستو" با مسائل اقتصادي سر و كار نداريم.

ـ با خبرهاي داغ سياسي چطور؟

- اين يكي رَ كه اصلا حرفشم نزن، همين سايت هاي درپيت داخلي هم از سرمون زياديه!

- اجتماعي؟ مثلا اگر خواستي در مورد مسائل زنان تحقيق كني؟ اصلا مِخی یه "پروکسی" باسنت هایرم؟

- تختَه بشورن! پروکسی دیه چیزه؟ اصلا ما در "پستو" چكار داريم به اين حرف ها؟

ـ عكس هم نمِخي از رو اينترنت انتخاب كني؟

- زبونته گاز بَي! يعني مخي بويي عكس هايي كه ما انتخاب مُنيم ...

- مثل اين كه شما خيلي از مرحَله پرتي. عكس سيب زميني كَلُخي هم بَخي سرچ كني، فيلتر شكن مُخا!

 - پس بفرماييد كجه فيلتر نيه و كي از فيلترشكن استفاده نمُنه؟ با اين حساب بازم خُنشون آبدون۱ كه "پستو" رَ هلا فيلتر نَكدن!!

ـــــــــــــــــــــــــــــ

۱- خُنشون آبدون، یعنی خانه شان آباد و برای قدردانی و تشکر به کار می رود. 

 

پاسخ و توضیح

در پی درج مطلبی در "پستو" در مورد "سایت شهرداری دماوند" که مثل همه مطالب "پستو" تا حدودي نيز جنبه طنز داشت، خواننده اي با نام "آشنا" پيامي برايمان گذاشته است. ما از آنجا كه احتمال مي دهيم ايشان يكي از دست اندكاران سايت شهرداري دماوند باشند، با تشكر از توجه شان، اين پيام را با يك توضيح كوچك درج مي كنيم.  

آشنا:

سلام.. متشكر از ديد زيباي شما به سايتهايي كه متعلق به شهر دماوند ميباشد. وب سايت شهرداري دماوند براي مدتي در حال تغيير ساختار بود و از يك وب سايت خبري تبديل به يك پرتال با چند قابليت گرديد كه مراحل طراحي آن هنوز كامل نشده. براي همين خبرهاي موجود روي سايت قديمي ميباشد. ولي كار برنامه نويسي و طراحي اون روبه پايان ميباشد و به اميد خدا تغيير محسوسي را احساس خواهيد كرد. راستي در مورد عكس لوگو هم من خيلي سرچ زدم ولي مدركي پيدا نكردم كه عكس لوگو براي قله فوجي باشد. منتظر نظرهاي مفيد شما هستيم. با تشكر.



توضيح: باعث خوشحالي است كه شما انتقادات "پستو" را با روي گشاده پذيرا شده ايد و در صدد پاسخ و توضيح به آنها برآمده ايد. به هر حال هدف ما نه انتقاد و ايرادگيري بلكه كمك به رونق و تقويت سايت ها و وبلاگ هاي شهر دماوند و افزايش همكاري ميان آنها است.

دماوند؛ آتشفشان می کند، آتشفشان نمي كند؟!

معاون آمادگي و مقابله سازمان مديريت بحران كشور گفته است با توجه به افزايش خروج بخارات از كوه دماوند، آماده باش نسبي در اين خصوص داده شده و كار گروه زلزله براي بررسي اين موضوع فعال شده است.

وي همچنين افزايش فعاليت كوه دماوند را با احتمال وقوع زلزله در تهران بي ارتباط ندانسته است.

از طرف ديگر مديركل مديريت بحران استان تهران مي گويد: "آتشفشان مانند زلزله نیست و می‌‌توان آن را از قبل پیش‌بینی کرد و می‌‌توانیم قبل از وقوع آتشفشان اطلاع‌رسانی لازم را انجام دهیم، ولی در حال حاضر آتشفشان دماوند فعال نیست."

وي اضافه كرده است: "وقتی که قرار باشد حادثه‌ای اتفاق بیفتد اطلاع‌رسانی لازم به مردم برای تخلیه کردن خانه‌هایشان انجام می‌شود."

حالا گذشته از اين كه بالاخره ما نفهميديم كه دماوند آتشفشان مي كند يا نمي كند و اين كه زلزله تهران باعث آتشفشان دماوند مي شود يا آتشفشان دماوند باعث زلزله تهران، اما يك چيز مسلم است و آن اين كه مشكلات زلزله، آلودگي و غيره در تهران كم بود، حالا احتمال آتشفشان دماوند هم به آن اضافه شد!

به قول تهروني هاي "گل بود به سبزه نيز آراسته شد" يا به قول ما دماوندي ها "كم بُو جن و پري، يكي از دريچه بپري."

تا يادمان نرفته اين خبر را هم از قول يك نماينده و عضو كميسيون بهداشت و درمان مجلس در مورد احتمال وقوع سيل اضافه كنيم. ايشان مي گويد: "اگر در تهران زلزله بيايد، آب هاي اضافي  به سمت مناطق جنوبي شهر راه مي افتد و مردم بسياري در تهران غرق مي شوند." خداييش فقط همين سيل را كم داشتيم!

حالا ما نمي خواهيم شما خوانندگان "پستو" را دچار افسردگي كنيم، اما از قديم و نديم گفته اند، "چو آيد به مويي تواني كشيد، چو برگشت زنجيرها بگسلد".  ملاحظه مي فرماييد همين است ديگر وقتي نوبت بدبياري مي شود، از در و ديوار مي بارد.

به هر حال واقعيت اين است كه بلايي طبيعي همه جا وجود دارد، اما اگر ما توان مقابله با آنها را نداريم يا خسارت هاي آنها بيش از حد معمول است به سبب بي فكري خودمان و ندانم كاري هايي است كه بالاخره يك روز گريبان مان را خواهد گرفت. ان شاءالله (ببخشيد اين يكي را از روي حواس پرتي گفتيم!)

اَنگُلك به ببلاگ ها

"اَنگُلك به ببلاگ ها" عنوان بخش جديدي در "پستو" است. از اين پس در اين بخش و در راستاي "تقبيت تعاملات درون ببلاگي" سري مي زنيم به ساير وبلاگ هاي دماوندي و عكس ها و مطالبي را از آنها انتخاب كرده و به سمع و نظر شما مي رسانيم.   

عكسي را كه ملاحظه مي فرماييد از وبلاگ "دماوند نيوز" انتخاب كرده ايم كه زمستان دماوند را در نمايي از ميدان فرامه نشان مي دهد. البته ما دقيقا نمي دانيم اين عكس در چه ساعتي از شبانه روز گرفته شده است، اما ما که با ديدن آن به ياد اين گفته دماوندي ها می افتیم كه: "زمستونا از هفت شُو به بعد اگه يه تير از ميدون ملدرويش شليك كني، تا خود فرامَه به هيچ كس نَمُخوره!" حالا اين عكس شما را به ياد چه چيزي مي اندازد، نمي دانيم!

عكس دوم از وبلاگ "فرامه نيوز" باز هم زمستان دماوند را نشان مي دهند، منتهي اين بار در نمايي كلي و از بالا. حالا اگر سر دوربين اندكي به سمت پايين كج شده، تعجب نکنید، بالاخره عکاس فرامه اي است. دفعه بعد که از یک عکاس ملدرویشی عکس درج کردیم، حتما قسمت شمالی شهر را هم خواهید دید!

اما در اینجا می خواهیم یک وبلاگ، يعني "ببلاگ" به شما معرفي كنيم كه پر است از فيلم هاي مختلف، از فيلم هاي مربوط به محرم دماوند و سلام دادن هاي نخل و علامت گرفته تا تكه هاي طنز و سرگرمي و سخنراني حاج آقايي بالاي منبر كه از انتشار كتاب طنزي با عنوان "توضيح المسائل معتادان" مي گويد.

حالا يك وقت فكر نكنيد ما با اين وبلاگ زد و بندي داريم، خير اين طور نيست. ضمن اين كه همين جا ايراد اين وبلاگ را هم بگوييم كه فيلم هاي توليدي خودشان از دماوند كمي آماتوري است و كيفيت چندان خوبي ندارد. به هر حال ما سر زدن به وبلاگ "جوانان فيلم دماوند" را به شما توصيه مي كنيم.

"در آبعلي چه خبر است؟" وبلاگ دماوند نيوز زير اين عنوان، عكس فوق را از حمزه محمد زاده درج كرده است. راستش ما هم كه تا حالا نمي دانستيم در آبعلي چه خبر است، با ديدن اين عكس دارد چيزهايي دستگيرمان مي شود. لذا ضمن ابراز همدردي با همكاران مان در دماوند نيوز براي ديدن چنين صحنه هاي دلخراشی (منظومان آسیب دیدگی همین بنده خدایی است که دارند با برانكار از صحنه خارجش می کنند) تصميم گرفتيم آخر هفته موقتا از "پستو" خارج شده سري به آبعلي بزنيم. امان از خبرهاي ناگوار! 

مثَل غزَل

 

کم بُو جن و پری، یکی از دریچَه بَپُری!

همان طور که ملاحظه می فرمایید این ضرب المثل دماوندی در مواردی به کار می رود که مشکل یا مزاحمی تازه، آن هم به صورت غیر منتظره به مشکلات یا مزاحم های قبلی اضافه می شود.

حالا چرا قدیمی ها برای بیان چنین وضعیتی از جن و پری استفاده کرده و به اصطلاح از آنها مایه گذاشته اند، کسی درست نمی داند. البته برخی معتقدند در قدیم خیلی از وقایع و اتفاقاتی که علت اش نامعلوم بوده را به جن و پری نسبت می دانند. بخصوص جن های "بودداده" ظاهرا آزار و اذیت بیشتری برای آدم ها داشته اند، يعني برعكس جن هاي "بوندداد" كه سربه راه تر بود اند!

خوب با این تفاسیر طبیعی بود که خیلی از بلايا را گردن حضرات اجنه و پریان بیاندازند.

اما به نظر ما این اصلا دلیل خوبی نیست. چرا که اولا جن ها فقط در صبح های خیلی زود آن هم در بعضی جاها مثل حمام های عمومی پیدایشان می شدند. پس چرا باید همه تقصیرها را گردن این موجودات (یعنی غیرموجودات) می انداختند؟ آخر مگر با آنها  پدر کشتگی داشتند؟

در مورد پری ها هم که خیلی دل شان می خواست همین طور بی مقدمه یک پری از دریچه بپرد! به نظر ما که حضراتی که این ضرب المثل را ساخته اند، منظور دیگری داشته اند. ای بسا می خواستند از موجودات دوپایی نام ببرند، اما خوب ملاحظات ورودربایستی هایی داشته اند.

اما این که دقیقا این موجودات چه کسانی بوده اند را دیگر ما نمی دانیم. شما هم در این مورد کنجکاوی نکنید. اصلا اگر قرار بود مقصودشان را واضح و صریح بگویند که دیگر دست به دامان جن و پری نمی شدند.

البته نظریه سومی هم وجود دارد و آن این که منظور از جن و پری اصلا فرد یا افراد خاصی نبوده اند. بلکه به این وسیله قصد داشتنه اند به یک سری مشکلات شان اشاره کنند.

مثلا صبح از خواب بلند شده اند و دیده اند قیمت ارز به طور کاملا ناگهانی رفته یعنی "بپریه" بالا. دليلش را هم از هر كسي مي پرسيدند، نمي دانست. خوب آنها هم که قبلا درگیر گرانی هزاران اقلام کالا بوده اند، این ضرب المثل را گفته اند که یعنی بهانه برای گرانی کم بود، حالا این بهانه هم اضافه شد.

حالا نگویید مگر در آن زمان ها هم صحبت ارز و دلار بوده؟ خوب لابد بوده است دیگر. اصلا شاید به جای دلار و ریال، دینار و شاهی بوده. در هر حال ما داریم از آن قدیم ها می گوییم. حالا شما می خواهید ما را وارد مسائل سیاسی روز کنید و نگذارید ما یک کلام در مورد این ضرب المثل بحث کنیم و قال قضیه را بکنیم، حرف دیگری است!

و بالاخره استفاده از کلمه "دریچه" اوج خلاقیت هنری سازندگان این ضرب المثل را می رساند. شما تصور کنید که در این ضرب المثل جن و پری مثل بچه آدم از "در" وارد می شدند. مسلما در آن صورت به همان راحتی هم از در بیرون شان کرد تا بروند پی کارشان.

علی الحساب ما به شما توصیه می کنیم هوای دریچه ها را داشته باشید تا جن و پری غافلگیرتان نکنند. (البته پری را محض احتیاط می گوییم، چرا که هیچ بعید نیست همین طور ناغافل ماموران طرح مبارزه با مزاحمان نوامیس سر و کله شان پیدا شود، حالا خر بياور و باقلا و اقلام مشابه بار كن).

اصلا یکی از دلایل پناه بردن ما به "پستو"  همین است که در پستو دریچه که سهل است، پنجره هم به زحمت پیدا می شود!    

ژانبيَه و تحقيقات "گولا"

دوشنَه داشتیم تلبزیون نیگا مكديم بديم مجري برنامه با چه سوز و گدازي داره در مورد مردم اروپا و آمريكا صحبت مُنه كه سال نو ميلادي از راه بَرسيه، اما اين زبون بستهَ ها پول ندارن بشن مسافرت!

ما هم كه حساس و دل نازك! اندي دلمون بسوت كه كم نمونده بو هانيشيم زار زار باسن اين بختورك ها و بحران اقتصادي كه گريبون گيرشون ببه گيره كنيم.

اين بو كه بوتيم بییم در پست اَمرو سالروز تبلد عیسی مسیحهَ تبريك بوييم به اون كساني كه شو عيدي پول ندارن از نيويورك بشن پاريس و داغ ديزني لند به دل زن و عيالونشون بمونده! بلكه این جوری یخورده از غم اونها كم کنیم.

حالا درسته كه اين مطلب به زبون دُماونديه و اونها نمتونن بخونن، اما خاب بالاخره اون بر اُو هم كسايي درَن كه دماوندي بلدن و متونن مطلب ما رَ ترجمه كُنن.

اِسا اگه شما بازم قانع نبين و موئين كه "پستو" رَ چه به اين حرفا، بايد خدمتون يادآبري كنيم كه ما الكي عنوان فرعي ببلاگمونَ "وقايع اتفاقيه دماوند، حومه و جهان" زمين ننائيم.

یعنی در واقع ما از همون روز ابل پيش بيني كده بيم كه قسمت هايي از ببلاگ بايد به مسائل مهم بين المللي اختصاص پیدا کنه. پس چيز؟

البته ما تا حالا فكر مكديم شروع سال نو ميلادي يعني اول ژانبيه كه فردا باشه همون روز تبلد حضرت مسيحه. اما بر اساس تحقيقي كه "گولا" انجام هادائه، روز تبلد مسيح بنا به اعتقاد مسيحيان كاتوليك و پروتستان اروپا ۲۵ دسامبره، يعني ۵ روز جلوتر.

بر اساس همين تحقيقات مسيحي هاي ارتودكس روسيه، اوكراين و فلسطين هم روز هفتم ژانويه رَ روز تبلد مسيح مدونن. ارمني ها و طرفداران كليساي ارامنه هم روز تبلد مسيحه ششم ژانبيه مدونن...

پا بختكور! آخه اينم ببو تحقيقات؟ ما هر چي مين اين تحقيقات مگرديم منين تنها روزي كه به عنوان تبلد ميسح اسمي ازش نيه همين روز ابل ژانبيه!

اصلا ما چكار به اين كارا داريم. ما كه نمخيم خداي نكده نمك روي زخم اين بنده خداها بپاشيم كه احتمالا مين اين گروني نمتونن از نيويورك تكون بخورن! لااقل اجازه هادين اين دو هفته اي يعني از ۲۵ دسامبر تا يك هفته بعد از شروع سال نو كه جشن ها و تعطيلات كريسمس ادامهَ داره، دل شون خوش باشه و يادشون از بحران اقتصادي درشو. البته اگه اين "گولا" با تحقيقاتش بهله!   

دماوندي رَ پاس بَداريم!

اين شماره: "دَگ" (به معناي دهان، لب و كنار)

از اين پس به جاي واژه های بي مزه و معمولی "دهان" و "لب" از واژه محكم و خوش آهنگ "دگ" استفاده كنيد:

پس نگوييد "لب" او به خنده وا شد

بگوييد: "دگ" او به خنده وا شد

*    *    *

"دگ" و مشتقات آن

"دگ ديوردن" به معناي شكلك و اداي كسي را درآورن

"دگ به دگ گذاشتن" به معناي مشاجره و جر و بحث كردن

"دگ ورجا" به معنای ناجویده و نامنظم

"دگ هم" به معناي به هم چسبيده و كنار هم

"دگ و دوج" به معناي گوشه و كنار، مكان پرت

 

واژه های پيشنهادي: "دريادگ" به جای درياكنار.

                               "دگخند" به جای لبخند

شعر:

بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست 

بگشای "دگ" که قند فراوانم آرزوست! 

"فرامه" يا "پرامه"؟

در اين پست كه به زبون دماوندي درج مُنيم، ابل يك توضيح خدمت شما هاديم و بعد يك خبر خوش. توضيح ما در مورد اينه كه چرا همه پست هامونهَ به زبون دُماوندي نمنويسين. ببيژه اين كه خونَنده گرامي پستو، يعني "فرامه" هم اين پيامه باسه ما زمين نائه و از ما گلايه كده.

اما باقعيت اينه كه ما بايد طوري بَنبيسيم كه باسه همهَ قابل پهم بشه. اِسا اگه بييم يهويي سطح مطالب "ببلاگ" ببريم بالا، خيلي ها ممكنه از مطالب ما سردرنيون. به عنبان مثال همين يادداشت خوننده عزيز ما يعني "فرامه" رَ در نظر بيرين. ما در دماوندي منبيسيم "فرامه" اما مخونيم "پرامه". خاب اين نكات تلفطي رَ كه همه بارد نين!

اينه كه شما بايد حوصله كنين ما يباش يباش جلو بَشيم. البته ما در همين راستا آموزش زبون دماوندي رَ هم در "ببلاگ" مد نظر داريم. خبر خوشي هم كه مخيم به شما هاديم بي ارتباط با اين موضوع نيه. قضيه از اين قراره كه ما در فهرست موضوعي كه تازه به "ببلاگ" اضافه كديم و شما اونَه در ستون سمت چپ مينين، يك بخشَ به آموزش زبون دماوندي اختصاص هاداييم.

البته اين مطالب جديد نيه و ما پقط مطالب قديمي رَ دسته بندي كديم، اما همين كار به خونندگون كومك مُنه كه خيلي سريع به اُنچه مُخوان دست پيدا كن. پقط يك مشكلي كه داريم اينه كه بختي روي برخي از اين مطالب كليك مُنين عكس هاش نشون داده نمباشه. كه اينم ديه يكي از مشكلات فنيه و فعلا از ما كاري برنميا. در اين پهرست موضوعي چنانچه مينين "شعر دماوندي"، "ضرب المثل هاي دماوندي"، "غذاهاي دماوندي" و .. اضافه ببه. 

به هر حال مينين كه "پستو" اندي هم بيخودكايي نيه. كلي حساب و كتاب كارشناسي پشتش دخُته. اينها رَ بوتيم كه شما حباستون باشه. اگه يك بختي خداي نكرده عده اي دريمن پشت سر ما بوتن اين پستو خستَه نمباشه دو سال آزگاره هي دودار دري بري رديف مونه و مطالب صد تا يك غاز منبيسه، بدونين كه قصد و غرضي در كاره و اينها چشمشون بار نَمده پيشرفت دُماوند و اقدامات دشمن شکنانه پستو رَ بينن.

بنا بر اين شما متونين از اين به بعد اگر دلتون باسه شعر دماوندي تنگ ببو، سريع با يك كليك بشين تمام شعرهاي دماوندي رَ كه در پستو تا الان درج ببه بخونين. همين طور كسانيكه مخوان زبون دماوندي ياد بيرن متونن به بخش "آموزش زبون دماوندي" مراجعه كنن.

ضمن اين كه باسن رونق اين قسمت ها و اين كه پربارتر بباشن ما به كومك شما بَ ارسال مطلب، اگه به زبون دمابندي باشه چه بهتر، و ارئه پيشنهاد و نظر نياز داريم.